محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
77
اكسير اعظم ( فارسى )
در پارچه بسته به آتش گرم كرده بر سر تكميد نمايند اگر از استعمال اين كماد زائل نشود معلوم كنند كه باقى ماده زياده است پس براى رفع آن فصد هر دو صافن نمايند و محجمه بر هر دو ساق نهند و امر به مالش قدمين نمايند و عند انتهاى مرض معجون ملكى با بعضى اشربه استعمال كنند و غذا ماء الشعير و مزورات بارده حامضه و آب تمر هندى بقدرى شكر و بقول بارده مثل اسفاناخ و حماض و كاهو و كاسنى و كدو و خيار و بقله ريمانى و خرفه دهند . اقوال حذاق : [ ابو سهل ] ابو سهل گويد كه اگر صداع از غلبه دم حاد صاعد به سوى رأس باشد فصد قيفال كنند . و اگر ممكن نبود حجامت بر ساقين نمايند پس اگر ثقل در مقدم دماغ بود حجامت بر قفا نيز كنند . و اگر ثقل در مؤخر سر باشد رگ پيشانى كشايند و شراب و گوشت و هر چيز كه در آن حلاوت قوى يا حرافت يا حدت باشد ترك نمايند و عدسيه و طفشيل و بقول و فواكه بارد نخورند و بعد از آن اطلاق طبيعت خاصه اگر قبض باشد به هليله زرد و ترنجبين و آلو و تمر هندى و شكر طبرزد كنند و يا هليله را در يك رطل آب آلو بخارا صلايه كنند و اندك اندك بر آن اندازند تا آنكه قوت او اخذ كنند پس صاف كرده سى درم جلاب يا ترنجبين داخل كرده بنوشند و يا آب انار به قدر دو ثلث رطل به شكر يا ترنجبين بياشامند و يا آلو بخارا در جلاب ممزوج تر كنند تا نرم شود پس آلو بخورند و جلاب بنوشند و يا فلوس خيارشنبر يا ترنجبين بيست درم در جلاب ماليده بنوشند و يا بگيرند بنفشه تر و گل سرخ تر و كوفته افشرده آب آن هر دو با ترنجبين بنوشند . و اگر در آنجا سرفه يا خشونت در حلق و سينه باشد بگيرند عناب بست عدد اصل السوس مقشر كوفته ده درم بنفشه خشك هفت درم جوشانيده بيست درم ترنجبين يا فلوس خيارشنبر حل كرده بنوشند . و هرگاه التهاب صداع و حدت او بشكند حب از صبر و كتيرا و گل سرخ و يا از صبر و عصاره افسنتين و كتيرا ساخته بخورند . و هرگاه بدن پاك شود بايد كه خطمى را به سركه لت كرده بر سر ضماد نمايند و يا اسبغول و سركه طلا كنند . [ شيخ الرئيس ] شيخ الرئيس مىفرمايد كه در صداع حادث از ماده حار دموى بايد كه مبادرت به فصد و اخراج خون به حسب حاجت و احتمال قوت كنند . و اگر فصد رگ ساعد كفايت نكند و بدان بمراد خود نرسند و درد به حال خود باقى ماند و جمله عروق ظاهر باشد در سر و چهره و چشم امتلاى واضح ببينند بايد كه فصد رگهائى كه استفراغ ماده از نفس دماغ كند بكشايند مثل فصد عروق بينى از هر دو جانب و فصد پيشانى كه فصد اين رگ بسيار دردهاى سر را مستاصل مىكند . و واجب است كه در اين رعايت جانب درد كنند اگر جانب مؤخر باشد فصد عروق جانب قدام نمايند . و اگر در جانب ديگر باشد فصد رگ مقابل آن طرف كنند . و اگر در جانب مقابل رگ غائر بود حجامت بدل فصد نمايند . [ اركاغانيس ] و اركاغانيس گفته كه اگر از اين غنا حاصل نشود بايد كه حجامت ميان هر دو شانه نمايند و از آن خون بسيار برآرند و بر موضع حجامت نمك سوده چسبانند و اول روز پشم پاره در زيت آلوده بر آن موضع نهند و روز ديگر دواى جراحى براى التحام موضع حجامت گذارند تا قرحه نگردد و از اين تدبير در اكثر امر اين صداع در يك روز زائل مىشود و اين مخصوص به اين صداع نيست بلكه در جميع انواع صداع مزمن از ماده خبيثه از هر ماده كه باشد نفع مىكند و اكثر در اين نوع صداع و مانند آن به فصد صافن و حجامت ساق انتفاع حاصل مىشود و چون محسوس شود كه در اينجا شائبه از ماده صفراوى است باك نيست به استفراغ آن به چيزى كه تليين طبيعت و ازلاق ماده كند از آنچه در به آب صداع صفراوى ذكر يابد . و بالجمله بايد كه مداومت تليين طبيعت نمايند به مثل مرقه نيشوقيه و اجاصيه و مرقه عدس و مج اعنى ماش سواى جرم انها و به اغذيه مبرده مولد خون بارد مائل به يبس و غلظ و مائل بقبض تغذيه سازند مثل سماقيه و رمانيه و عدسيه به سركه طفشيل مگر از قبض طبيعت حذر كنند كه طبيب در معالجه امراض سر كثير الحاجت ملين طبع است پس در حالت قبض تعديل اين قوابض ترنجبين و شيرخشت و همه آنچه شيرينى مع تليين كند بايد گردد واجب است كه اين اغذيه حسن الكيموس باشد و تقليل مقدار آن كنند و از آن ممتلى نشوند و چون نطولات و مروخات استعمال نمايند چيزى كه در آن تبريد باشد و ترطيب شديد نبود بلكه در آن اندك ردع و قبض باشد به عمل آرند مثل آب انار و عصارات بارد قابض از فواكه و اوراق و اصول و لعاب بزرقطونا به سركه و آب عصى الراعى . [ ابن عباس ] ابن عباس گويد كه هرگاه صداع از ماده دموى باشد و قوت قوى و سن منتهاى شباب يا جوانى بود و از فصد مانعى نباشد فصد سررو نمايند و مقدار حاجت خون برآرند . و اگر كفايت نكند فصد صافن كشايند و بر ساقين يك وجب بلندتر از كعب حجامت نمايند . و اگر مريض طفل باشد حجامت بر گردن او نمايند . و اگر مدت او طول كند و درد در مقدم سر باشد بر مؤخر سر حجامت كنند و فصد رگ مؤخر سر كشايند . و اگر درد در مؤخر سر بود رگ پيشانى كشايند بعد از آنكه تنقيه بدن باشد بدواى مسهل و فصد رگ دست كرده باشند تا كه ماده از آن به سوى ضد موضع مرض منجذب گردد و بعد از آن سائر اضمده و نطولات و سعوطات كه در علاج صداع حار ساذج مذكور شد استعمال نمايند و غذا بمزوره عدس مقشر به آب انار يا آب غوره سازند و از فواكه آلو و شفتالو و عناب و مانند آن خورند . [ ابو الحسن ] ابو الحسن گويد كه صداع حار مادى شديد الخطر است بنا بر بودن ماده حار قريب دماغ مع فساد مزاج اعضاى بسيطهء مجاورهء دماغ و از مثل اين صداع تشنج در اعصاب